سسسسسسسسسس  

درخواست حذف این مطلب
تماس تلفنی : 1-در هر تماس تلفنی واقعا" و از ته قلب بر این باور باشید که همین !!! یداره حتی اگر گفت فقط می خوام قیمت بگیرم. 2-کاملا با روی خوش و صبر و حوصله جواب مشتری را بدهیدمردم از طریق نحوه برخورد شما با شما قرار بازدید هماهنگ می کنند. 3-یک متن آماده شده برای ملک داشته باشین ولی نه به صورت گفتن لحن اخباری یا طوطی وار خيلي نرم و شیک ,از کلماتی مثل سرکار خانم – جناب استفاده کنید.مثلا وقتی تلفن رو برمیدارید خودتونو معرفی کنید : احسان هستم سرکار خانم ب

ادامه مطلب  

گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر»  

درخواست حذف این مطلب
گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر» / گرسنه کلمات نیستم گرسنه کلمات نیستم متفاوت بودن برای من سخت بود بهار سرلک   سال ٢٠٠٩ آکادمی سوئدی جایزه نوبل ادبیات را برای تقدیر از هرتا مولر، نویسنده‌ای که «با تمرکز شعری و صراحت نثر، چشم‌اندازی مصادره‌شده را توصیف می‌کند» به او اهدا کرد.چشم‌اندازی که مولر با آن کاملا آشنا بود. مولر سال ١٩٥٣ در نیتزکیدورف، روستای آلمانی‌زبانی در بانات رومانی، به دنیا آمد. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری ات

ادامه مطلب  

من مهنازم!  

درخواست حذف این مطلب
سلامواسه پست قبل کامنت زیادی اومده ولی تاییدشون نمیکنم!البته دوتاشون همون اول اومده بود که جواب دادم.ولی امروز که دوباره سر زدم تا کامنتها رو جواب بدم،دیدم متاسفانه برخورد دوستان خوب نبوده!اکثرا هم خواسته بودن کامنتشون خصوصی بمونه.از اونجایی که اکثرا هم جزو دوستای خوبم هستن،راستشو بخواید دلخور شدم!نه از اینکه چرا خصوصی باشه،بلکه از اینکه چرا اینجوری باید قضاوت بشه؟اصلا چرا باید قضاوت کنیم؟بنابراین هیچکدوم از کامنتها رو چه اونایی که لط

ادامه مطلب  

امر به معروف و نهی از منکر کلید شناخت قیام حسینی است:  

درخواست حذف این مطلب
مهمترین هدف اباعبدالله الحسین از قیام حسینی انجام امر به معروف و نهی از منکر بوده است. امر به معروف و نهی منکر از فروعات دین و واجباتی است که همگانی است، یعنی کوچک و بززرگ و پیر و جوان نمی شناسد. عد !!! و قصد قربت هم شرط نیست (در مورد عد !!! لازم نیست حتما خودش رعایت همان حدود امر و نهی را د) البته برای بهره بردن از ثوابش قصد قربت لازم است. ولی با اینحال شرایطی هم دارد: 1 ) علم به حکم شرعى؛ 2) احتمال تأثیر؛ 3) اصرار بر ترک واجب و یا انجام دادن معصیت؛ 4) عدم

ادامه مطلب  

قشنگ بود  

درخواست حذف این مطلب
هم ترین قسمت بدن ....قلبههمیشه سعی کن قلبت پاک باشههمیشه سعی کن ادما رو از روی قلبشون بشناسی....نه از روی !!! و پوششالبته اگه اینا هم باشه عالیه..ولی اول از همه قلبه...ی قلب !!! اب...با ی ظاهر پاک..خيلي خطرانک تر ازی قلب پاک با ی ظاهر !!! ابهخيلي از !!! ایی که این جامعه بهشون به چشم بد نگاه میکنهادمایین که مسیرشون رو گم !!! ادمایی که درس هدایت نشدنهیچوقت درباره اون دختری که لباس بد میپوشه یا پسری که زیر اربرو بر میداره..قضاوت بد نکن    مرا بسپار در یادت ب وقت

ادامه مطلب  

هر اتفاقی که برای ما می افتد به نفع ماست  

درخواست حذف این مطلب
توی کشوری یه پادشاهی زندگی میکرد که خيلي مغرور ولی عاقل بودیه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خيلي ساده بود شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟ فردی که آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه که میخواهید روی آن بنویسیدشاه به فکر فرو رفت که چه چیزی بنویسد که لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟همه !!! ان را صدا زد وگفت !!! ان من هر جمله و ه

ادامه مطلب  

با حجاب شدن دختر بدحجاب به وسیله عشق !!! حسین (ع)  

درخواست حذف این مطلب
   با حجاب شدن دختر بدحجاب به وسیله عشق !!! حسین (ع) ( برنامه از لاک جیغ تا خدا ) محبوبه درویشی هستم در گذشته !!! بردار و عکاس مجالس بودم بعد از مدتی ازدواج !!! شوهرم خواست  دیگه سرکار نروم و چون علاقه زیادی به او داشتم نرفتم . در دوران نامزدی ازش پرسیدم: تا حالا !!! ی را خيلي دوست داشتی ؟ منتظر بودم تا بگه که تو را خيلي دوست دارم گفت: اره من !!! حسین را خيلي دوست دارم – اون موقع خيلي به !!! حسین حسودیم شد – به حضرت ابالفضل واقعا ارادت داشتم ولی اون موقع من ه

ادامه مطلب  

مادر...  

درخواست حذف این مطلب
امروز از وقتی اومدم خونه اصلا حوصله درس خوندن نداشتم.این چند شب پدر شوهرم روضه دارن. برادر شوهرم(که کلاس چهارمه) خيلي شیطونه واسه همین مامان میکروفون و دستگاهش رو میاره میذاره اتاق ما که دست بهش نزنه. داشتم با تلفن با مامانم صحبت می !!! دیدم برادر شوهرم رفت تو اتاق ما. اول فکر !!! اشتباه دیدم. یه سرک کشیدم دیدم با میکروفون از اتاقمون اومد بیرون. عصبانی شدم ولی چیزی نگفتم. با مامانم که خداحافظی !!! داشت میکروفون رو آماده میکرد باش بازی کنه. برگشتم ب

ادامه مطلب  

افت و خیز هیجان  

درخواست حذف این مطلب
سلام هر از کاهی دچار نوسان در احساسات میشم... بعد از یکی ماه ارامش نسبی دوباره دارم همینطوری میشم... خسته م از این ح !!! .. نمیدونم چه مرضی ست.. احساس میکنم شوهرم منو مث یک ربات کنترل میکنه.. اخیرا با یکی از دوستانش که دختره و متاهل میخایم کاری انجام بدیم... فکر میکنم این مساله بیشتر مردد م کرده و باعث تشویش ذهنم شده... بد بینی و خوابهای پریشان نمیدونم چ ه کنم با این ذهن پُر........ یه چیزی که عذابم میده اینه که خاهرام و بفیه هر پیامی یا زنگی که میزنن شوهرم

ادامه مطلب  

بی خو !!! های شبانه ناشی از بر خو !!! های روزانه  

درخواست حذف این مطلب
سلاااام امشبم مثل بعضی شبا بی خو !!! زده به سرم... امروز تأ ١١ خو !!! دم اخه !!! ب تأ ساعة ٣ داشتم با اقایی حرف میزدم ... عصری هم !!! ی نیومد خونه برا همین بیکار بودیم جمیعا خو !!! دیم ... خوابم نمیبره ... یه رمان داونلود !!! ٦٨ صفحه بود ...تموم شد ...عاشقانه بود  خيلي وقت بود رمان نخونده بودم أین سومین رمانی بود که میخوندم. الآن فکر کنم اقایی خوابه. امشب به مامانم کفتم که هفته دیکه میرم سیرجون ... کفتم در جریان باشن امادکی داشته باشن. دلم برا اقایی تنک شده . فکر میک

ادامه مطلب  

من تنبل برگشتم: )  

درخواست حذف این مطلب
سلام.راستش اون روز که رقتم !!! تقریبا الکی رفتم.  خودم میخواستم آزیترومایسین بخورم ولی چون بدون اجازه پزشک نمیدن رفتم !!! . من به خیال اینکه شاید بهم قطره هم بده رفتم وگرنه نمیرفتم. بمن گفتن برو بیمارستان حکمت خيلي خوبه. والا رفتم هرچی خودم گفتم !!! ه میگفت اره این خوبه همونو نسخه میکرد کم مونده بود بزنم لهش کنم تنها تشخیص که داد این بود که وای لوزه چپت متورمه گفتم اینو که خودمم دارم میگم گوش چپمم هس که داره اذیت میکنه ا !!! شم دست از پا دراز تر برگ

ادامه مطلب  

ناگفتنی های از مسعود بزرگ  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش فارس، به تازگی کت !!! از صدیقه مسعود، همسر احمد شاه مسعود منتشر شده است که وی در این کتاب سرگذشت خود و همسرش را شرح داده و برخی مسائل خصوصی زندگی خود را بیان کرده است.  این در حالی است که تاکنون کمتر اطلاعی درباره زندگی خصوصی، روحیات و خلوت احمد شاه مسعود شنیده شده بود.  این کتاب توسط "ماری فرانسواز کولومبانی " و "شکیبا هاشمی " به زبان فرانسوی نوشته شده و "افسر افشاری " آن را به فارسی ترجمه کرده است.  صدیقه مسعود، در "دره پنجشیر " به دنیا آم

ادامه مطلب  

اداب عزاداری در محرم  

درخواست حذف این مطلب
- مدیریت در مراسم عزاداری مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر !!! حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند. آقا پدران شما اشتباه می‌ !!! د. بی‌وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند.  !!! صادق به یک نفر گفت: چرا خانه‌ات اینطور است؟ خانه‌ات خيلي تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه‌ی بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پد

ادامه مطلب  

باز هم کنایه...  

درخواست حذف این مطلب
سلام روزتون بخیر.. دیروز خونه ی بابام بودم شب هم اینام اومدن اونجا ماهم تا اومدیم بیایم خونه دیر وقت شد!وقتی رسیدیم خونه دخترمون هنوز بیدار بود منم به باباش گفتم ببر تابش بده که بخوابه شوهرمم گفت توام برو ی سر مادرم بزن ببین کاری نداشته باشه؟منم تو همین چند ثانیه ک داشتم میرسیدم در خونه با خودم گفتم از حق نگذریم مادر شوهره چند وقته باهام بد حرف نزده و بهتر شده و گفتم شکرت خدا!وقتی رفتم داخل سلام !!! جواب سلامم ک نداد هیچی کلی بد و بیراهم بارم کر

ادامه مطلب  

این روزها  

درخواست حذف این مطلب
بالا !!! ه من اومدمممم. خيلي روزه روزانه نویسی ن !!! ...فکر کنم 10 روزی شده. من خوبم و روزا عم خوبن. اگر دیگه بخوام یکی یکی روزا رو تعریف کنم که خیییلی میشه !! همینجوری هرچیز یاد اومد مینویسم چهارشنبه هفته قبل بعد از کلاسا رفتیم با مهسا کله پاچه خوردیم. زبون و بناگوش . من نه زیاد دوس دارم و نه اونجوری ام که مثلا بدم بیاد. مثلا سالی یه بار و اینا میخورم. دیگه خواستیم یه تنوعی بشه خوب بود چسبید . پنج شنبه یه دونه کلاس داشتم. حال نداشتم به زور رفتم.  ا !!! هفته

ادامه مطلب  

دختری ب نام یلدا  

درخواست حذف این مطلب
دختری_به_نام_یلدا هر وقت که میخوام داستان زندگیم رو بنویسم ، پیش خودم میگم کاشکی از همون جایی که میخوام شروع کنم ، اهل خاطره نوشتن بودم و با همون سن و همون حالات روحی اون لحظه مینوشتم.اما الان باید با این روحیه و اینی که هستم و از زمانی شروع کنم که یک دختر 10 ساله بودم و آ !!! ین دم و بازدم مادرم رو با چشم خودم دیدم... با اینکه 3 سال تموم مریضی کشید و زجر کشیدنشو دیده بودیم ، وقتی که مرد همه وجودم رو ترس برداشت... مثل بهرام داداش بزرگه و نگین که بعد بهر

ادامه مطلب  

خانواده شوهرم از نظر مسائل یه کم راحتن !  

درخواست حذف این مطلب
سلام از وقتی این وبلاگ رو پیدا !!! متوجه شدم که توهم " دانستن " دارم و خيلي چیزا رو نمیدونم. من ازدواج !!! . خانواده شوهرم یه کم راحتن و از نظر مسائل و اینا، کلا آدمای راحتین. مثلا باباشون ( پدرشوهرم) عمل جراحی پروستات داشتن، به من که عروسشون باشم از درد اونجاشون میگن!!! من آب میشم میرم تو زمین و خودمو به اون راه میزنم. یا مثلا خواهر شوهرم که بچه شون سقط شده بوده با همه ی جزئیات از اتفاقایی که افتاده میگن که واقعا زشته حتی جلو شوهرم به راحتی حرف میزدن.

ادامه مطلب  

4 سال دوستی هم باعث شناخت من از همسرم نشد  

درخواست حذف این مطلب
عاقبت عشق های خیابانی عاقبت شروع زندگی با گناه به گزارش گناه شناسی به نقل از فارس:زوج جوانی با مراجعه به شعبه 268 مجتمع قضایی خانواده دادخواست طلاق توافقی خود را به علت عدم تفاهم ارائه !!! د. مرد جوان درباره علت تصمیم به ج از همسرش گفت: او فکر می‌کند من به او خیانت کرده‌ام ولی اشتباه می‌کند. هیچ علاقه‌ای به طلاق ندارم و فقط به اصرار همسرم راضی به طلاق شده‌ام. زن جوان خطاب به قاضی عموزادی و با بیان اینکه قادر به ادامه زندگی با شوهرش نیست،‌ گفت: 4

ادامه مطلب  

زایمان  

درخواست حذف این مطلب
بالا !!! ه فرصتی پیش اومد که خاطره زایمانم رو بنویسم. !!! ششم مهر برای چکاپ رفته بودم پیش !!! م. شکمم رو معاینه کرد گفت انقباضاتت شروع شده ولی من جدی نگرفتم چون دردی نداشتم اصلا. حتی بهم گفته بود احت !!! هست !!! زایمان کنم.پنج شنبه رفته بودم با سحر و شبنم برای محمد کادو !!! یده بودم و کیک هم سفارش داده بودم که یه شب جلوتر یعنی نهم براش تولد بگیرم.شب برای شام سحر وشوهرش و بچه هاش با مامان پیشم بودن. شام کوکو درست کرده بود مامانم . با اینکه جا داشتم زیاد بخ

ادامه مطلب  

نگاهی به شهید مدرس از منظر نوه‏اش  

درخواست حذف این مطلب
سلام به دنبال تهیه مطلبی در باره آیت الله مدرس به مناسبت فرا رسیدن دهم آذر سالروز شهادت این بزرگوار بودم. در جستجویی ساده در گوگل، مصاحبه !!! علی مدرسی نوه دختری شهید مدرس در نشریه شاهد یاران سال 1386 شماره 25 صفحه 8 نظرم را به خود جلب کرد. وی، از شاخص‌ترین محققان در باب زندگی و زمانه نیای ارجمند خویش است. او پس از این همه تحقیق، هنوز بر این باور است که جنبه‌هایی از منش آن بزرگ مغفول و ناشناخته مانده است. با هم فرازهایی از این مصاحبه را بازخوانی می

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم5  

درخواست حذف این مطلب
!!! ، 30 !!! داد 1309: صبح برخاسته، بعد از ورزش شیرچای خورده، رفتم منزل یاسایی. آمد بیرون. بعد از تعارف، شرح قضایای خودم در انتخابات پارلمانی دوره گذشته، که !!! دربار اطمینان داد و به‌وسیله !!! اسعد !!! جنگ قول شرف داد [و] حقیقت نداشت و دروغ بود، نقل کرده، تقاضا !!! !!! دربار را ملاقات و راجع به من مذاکره کند که اگر نظری دارند اقدام نکنم. یادداشت در کتابچه بغلی خودش کرد. بعد در انتخابات قدری صحبت !!! . گفت: دربار و شاه‌نظر دارد وکلا نسبت به شاه صمیمی و موافق با

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم4  

درخواست حذف این مطلب
!!! ، 5 اردیبهشت 1309: صبح از خواب برخاستم بعد از ورزش، صورت اصلاح، زیر شب آب انبار مشغول شست‌وشو بودم. محقق‌ال !!! ه و میرزا احمدخان امور آمدند دم در، که صنیع‌السلطان فرستاده برویم حضرت عبدالعظیم چشمه‌علی. فوراً لباس پوشیده، شیرچای صرف کرده، رفتم. به اتفاق آن‌ها درشکه سوار شده تا ... پیاده شده. سلطان‌ نقی‌خان ـ یک نفر مشهدی که من به سمت دهباشی‌گری داخل خدمت نظمیه !!! ـ [را دیدم]. جویای حال او شدم. گفت: [به] طهران منتقل شدم. سه، چهار روز است آمدم. در

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم3  

درخواست حذف این مطلب
شنبه، 3 اسفند 1308: قبل از ظهر بیدار شدم. به خاطرم آمد که در عالم رویا دیدم رئیس ک !!! نه وزارت مالیه شدم. پشت میز نشستم. کاغذ یادداشت می‌کنم. میرزا ابوالقاسم خان، رئیس سابق ک !!! نه، اوراق را بهم می‌زدند و مغلطه و اخلال می‌کند. بعد از ورزش، شیرچای صرف !!! . گوهر کلیمی برای پول زمین آمده بود. گفتم: ندارم. قدری آرد خواست. گفتم توران داد. باد می‌وزید. مشغول نوشتن جواب هاشم‌آقا، نوه !!! پدرم، شدم که تقاضا کرده بود برادرش که در آلمان تحصیلات طیاره‌رانی طی ک

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم2  

درخواست حذف این مطلب
!!! ، 4 بهمن 1308: صبح از خواب برخواسته، بعد از ورزش و صرف شیرچای لباس پوشیده رفتم منزل افسر. هوا فوق‌العاده سرد و زمین‌ها یخ بسته بود. و در اطاق ... یک نفر درب آن‌جا بود، شعر عربی گفته بود، می‌خواند و تقاضای مساعدت در به خدمت داشت. چای صرف کرده، افسر گفت: شاهزاده خانم از مشهد رفته بیرجند. شجاع‌السلطان نوشته کاغذ مرا راجع به معامله خانه برای او فرستاده است، هنوز جو !!! نرسیده. برخاسته، با درشکه رفتم منزل شاهزاده اجلال‌ال !!! ه، خیابان منیریه. برای م

ادامه مطلب  

آدمیزاد به محبت محتاج است خانم جان!  

درخواست حذف این مطلب
زن سیاه چرده از مستخدم های اداره است . دو سه روزی می شود که برای کمک آمده است مرکز ما . چای می آورد و یکریز  حرف می زند . استکان ها را می برد و سوال می پرسد  صدای خش دار دو رگه اش را صاف می کند و می رود کنار بخاری می نشیند . یک مرتبه بلند می شود و با تاید و شوینده هایی که گلوی متورم از سرماخوردگی ام را بیشتر اذیت می کند شروع می کند به س دن کف ها و در و پنجره ها . بی قرار است و دائم به ساعت نگاه می کند الان هم رفته از ماشینش که جای خوبی پارک نشده خبر بگیرد .

ادامه مطلب  

اولین پُست پاییزی  

درخواست حذف این مطلب
سلام.. ظهر بخیر خوبیم..خوبید ؟ از سفر بازگشتیم... و این سفر به سفر بدون بازگشت تبدیل نشد ... رفته بودیم به یه روستای خيلي خووب و قشنگ ... سمت کویر و اینا.... همه چیز هم طبیعی و عالی ... فقط یه مقدار آفتاب شدید بود و پوست ما هم که حساس و لطیف !!!!  دو تا اتفاق جالب توی این دو سه روز افتاد که امروز یکیشو مینویسم... فردا هم یکیشو... تا یآدم نره. اول ، دومی رو میگم.. بعدش اولی رو به عنوان دومی میگم. سوار تا !!! ی بودم .. از آریاشهر به سمت هفت تیر... عقب پشت سر راننده نشست

ادامه مطلب  

آینه.....  

درخواست حذف این مطلب
بعضی چیزا خيلي مهمتر از اینن که بتونی بگی بعدا !!!بعضی چیزها خيلي درناک تر از اینن که بتونی بگی بع !!! شاری که بعضی ادمها وارد میشه خيلي مهمتر از اینه که بتونی بگی بعداحتی بعضی قول ها خيلي مهمتر از اینن که بتونی بگی بعدا !!!! وقتی مثل همیشه واسش لطف میشه وظیفه و وظیفه میشه حق و حق میشه طلب وقتی اگه ماهم واسش از اسمون بیاری ، باز وظیفه ت بوده ، وقتی از همه ی ناراحتی و وجودت بگذری واسه رابطه و این وظیفه ت باشه !!! و اونی که هیچوقت انجام نمیده ، " اشتباه !!!

ادامه مطلب  

شعبده های جالب  

درخواست حذف این مطلب
● شعبده باز در یک لحظه آب را به نوشابه تبدل می‌کند! شعبده‌باز دو لیوان شیشه‌ای روی میز دارد: یکی پر از آب، و دیگری به ظاهر خالی. او ابتدا یک جرعه از آب لیوان اول می‌خورد، و بعد ادعا می‌کند، که چون دلش نوشابه می‌خواهد، هم‌اکنون در پیش چشم حاضران، باقی مانده آب را به نوشابه تبدیل خواهد کرد! در این موقع آب موجود در لیوان اول را به لیوان دوم می‌ریزد، و در اینجا به رنگ نوشابه در می‌آید، این آزمایش چگونه است؟ لیوان اول واقعاً دارای آب خالص است،

ادامه مطلب  

هر مسئولی اجازه آمدن به خانه ما را ندارد/موتورش را فروخت به !!! برود  

درخواست حذف این مطلب
مادر شهید م ع حرم «مسعود عسگری» در گفت‌وگو با فارس   گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس_ رضا شاعری: قصه مسعود عسگری قصه جوان پر نشاطی است که در کوچه پس کوچه های دارال !!! ی تهران قد کشیده است. قصه مرد جنگ ندیده ای که جا پای پدرش گذاشت. قصه جوانی که در صبح دل انگیز انقلاب !!! ی قد کشید و با شنیدن صدای هل من ناصر ینصرنی !!! عشق، کیلومترها آن طرف تر از مرزهای ایران برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) جان نثاری کرد و شهید شد. بعد از صحبت های شورمندانه زهرا نبی لو،

ادامه مطلب  

حمید باقرلو‌  

درخواست حذف این مطلب
۱گوشه دفتر مشق یک مملی!امروز از آسمان برف آمد و مدرسه ها تعطیل شد و ما در کوچه برف بازی کردیم! برف خيلي چیز خوبی است و به نظر من از بعضی نظرها از نوشابه نارنجی هم بهتر است چون با آن خيلي بازیها میشود کرد ولی با نوشابه نارنجی نمیشود خيلي بازیها کرد و فقط میشود آنرا خورد!... یکی از بازیهای خوبی که میشود در برف کرد این است که آدم دهانش را باز د و هی اینور آنور برود که توی دهانش برف ببارد! داداش کوچک علیرضا که خيلي بچه میباشد تا حالا دوبار بیشت

ادامه مطلب